مرتضى راوندى
224
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
پارهاى جاها به اصلاح اخلاق نيز مىكوشد ، اميدوارم نتيجهء اشعار ناچيز بنده حقير هم عنقريب در عالم انسانيت معلوم و مشهود افتد و ارباب فصاحت و بلاغت را بعد از اين از براى اقتفاى به شعراى فرنگستان ، نمونه و مسطوره به دست آيد و بدانند كه شعرى كه در تحت فايده و نتيجه فلسفى نيست ، از قبيل لغويّات و در شمار خرافات و شمسات « 1 » خواهد بود و السلام » « 2 » سنتشكنى ميرزا آقا خان كرمانى مقام ادبى ميرزا آقا خان كرمانى را بايد در دو مرحلهء متمايز بررسى كرد : يكى دورهء تقليد و ديگر دورهء سنتشكنى و ابتكار ، در دورهء اول ، روىهمرفته ، روح ادبى قرن گذشتهء ايران در آثارش منعكس است . . . در آن دورهء تقليد ، خداوند نويسندگى در نظر ميرزا آقا خان ، سعدى بود و كتاب رضوان را خود به شيوهء گلستان پرداخت . . . چون از نگارش رضوان فارغ گشت - به قول خودش - عموم اديبان را طرز آن كتاب شيوا به غايت پسنديده و مطبوع افتاد . « از هرسو تبريكم گفتند و تهنيت و تقريظم نوشتند ، مگر يكى از فيلسوفان نامى كه بر خلاف ديگران ، زبان به تعنّتم باز كرد و شنعت و ملامتم آغاز نهاد . » « 3 » آن فيلسوف نامى كه به نامش تصريح ندارد ، ظاهرا جز سيّد جمال الدين اسدآبادى شخص ديگرى نيست . . . از روى كمال انصاف و صداقت ، كلمات حكمت آيات آن دانشور آگاه را به عينها نقل مىكند و در پايان مىنويسد : « اساس قدرت فضلاى شرق در اين است كه به واسطهء استعارات مشكل و لغات دشوار ، كلام را از وضوح طبيعى كه فايده اصلى آنست بيندازند و تاكنون به خاطر هيچكدام خطور نكرد كه اين بساط كهنه را برچيده ، طرحى نو بسازند . » سخنان آن دانشمند گزين ، در ميرزا آقا خان اثر كرد ، « پس عزم جزم كردم كه بر نسق جديد و طرز بديع اين عصر كه شيوهء ادباى فرنگ است اثرى ساده بنگارد و شايد نوآموزان را نمونه و سرمشقى براى سخنسرايى به دست آيد . . . طغيان ميرزا آقا خان عليه سنتهاى شعر و ادب فارسى از اين جهت با معنى است كه خود در آن فن توانايى داشت . . . حد عصيانش را از كلام خودش بشنويد : « اديبان ما ، نه فقط در ترتيب الفاظ قاصر بودهاند ، بلكه طريق افادهء مردم ، و طرح ايشان زياده از حد معيوب و پريشان است . »
--> ( 1 ) . جمع شمسه ، بت و صنم . ( 2 ) . از صبا تا نيما ، پيشين جلد 1 ، ص 392 . ( 3 ) . ريحان به نقل از كتاب انديشههاى ميرزا آقا خان ، نوشتهء فريدون آدميت ، ص 209 به بعد .